مرتضى مطهرى

67

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

لا يَبْغُونَ عَنْها حِوَلًا ( 1 ) . نه اين است كه بشر به هر نعمتى كه مىرسد دلش را مىزند ، خسته مىشود ، باز مىخواهد تحولى ، تنوعى ، چيزى به وجود بياورد ؟ ولى فقط آنجا هرگز بشر طالب تحول و تنوع نيست . رازش همين است كه مطلوب واقعى است . از اين بگذريم . اما راههاى حسى يا علمى به تعبير ديگر ، و به تعبير ديگر شبه فلسفى ؛ چرا اينها را ما علمى مىگوييم ، شبه فلسفى مىگوييم ، بعد برايتان توضيح عرض خواهم كرد . عرض كرديم اين نوع راه باز منشعب مىشود به سه راه : يكى آنجاست كه از نظم عالم بر وجود خالق و آفرينندهء حكيم عليم استدلال مىشود ؛ ديگرى از خلقت عالم و سومى از هدايتى كه در مخلوقات و موجودات عالم وجود دارد . اول ما راجع به نظم عالم بحث مىكنيم . نظم عالم نظم عالم ، نظام عالم دلالت مىكند بر وجود خدا . اين همان مطلبى است كه در قرآن كريم به اين تعبير آمده است : « اتقان صنع » ، متقن بودن مصنوعات عالم ؛ در آن آيه است كه : وَ تَرَى الْجِبالَ تَحْسَبُها جامِدَةً وَ هِيَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحابِ صُنْعَ اللَّهِ الَّذِي أَتْقَنَ كُلَّ شَيْءٍ ( 2 ) . در بعضى از آيات از همين مطلب تعبير به « تقدير » مىشود : اندازه‌گيرى ؛ يعنى يك نوع حسابگرى در نظم و ترتيب مخلوقات وجود دارد . به تعبير ديگر مىگوييم حكيمانه بودن خلقت . اينجا ما بايد در سه مرحله بحث كنيم : يكى اينكه يك توضيح بيشترى در اطراف همين نظم و نظام بدهيم ؛ اصلا مقصود از اين نظم و نظام چيست ؟ چون اشتباهاتى ممكن است به وجود بيايد كه به وجود هم آمده است ، و ديگر اينكه آيا چنين نظم و

--> ( 1 ) . كهف / 108 . ( 2 ) . نمل / 88 .